تبليغاتX
گاه و بی گاه
 

الذّینَ آمَنُوا وَ تَطمئنَّ قلوبُهُم بِذکرِ اللّهِ ألا بِذکرِ اللّهِ تَطمئنَّ القُلوبُ

خدایی هست  و بعد از او  تویی.

.....

هرجا که هستی حاضری از دور در ما ناظری

شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت توسط سارا |

از پنجره اتاقم تا کوه های بی بی شهربانو  که معلوم می شود ، یک نفس عمیق بدهکار خودم می شوم.

....

وقتی می روی دلت برای دست های کسی که در آغوشش نبودی تنگ نمی شود .دلت برای این تنگ می شود که کاش مرا در آغوش می گرفتی که لحظه ای دلم بداند برای چه دلتنگ می شود. دلم سردرگم نباشد.دلم عجیب دهان باز کرده ......................

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت توسط سارا |

دلم  می خواد جایی باشم که صبح ها کامیون ها از خواب بیدارم نکنن .شب ها موتورها ویژ ویژ نکنن. روزها وانت ها توی بلندگوهاشون داد و بیداد نکن .

 

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت توسط سارا |

...

اگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

....

توی این روزهای سخت که فقط با هم بودنمون این لحظه ها رو قابل تحمل کرده به امید برگشتن به روزهای خوب زندگی .داریم عذاب می کشیم . نمی خوام ببینم خواهر وبرادرم که به اندازه آسمون ها دوستشون دارم اینطوری ناراحت می شن .نمی خوام ببینم غروب ها دل تو می گیره و گریه می کنی.

حوری ، تو لبخند جاودان باش. آسمان ستاره هایت باش. اما فرشته نباش.بیا و کمی با این آدم ها مثل آدم رفتار کن نه مثل فرشته ها .

کاش آدم ها مهربان تربودن که همه درد ما از انسان نبودن آدم هاست . شک ما به یقین تبدیل شد و دیوار همه اعتماد ها شکست.

....

فکر می کنم

آنجا که حوری مرد

دوباره تکرار شده

جایی که  اشکبارترین خاطره هاست

حوری

من می ترسم

از همه برگهای تقویم

می ترسم پاییز دوباره بیاید

بیا لی لی کنان تلنگر بزنیم به تقویم

حوری

تاریخ تو روی همان صفحه های موطلایی می خندد

بیا خدایی کنیم

برای ورق های زرین زندگی مان

بیا حوری زیبای ما

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت توسط سارا |

شخصی به نام ح.ش معروف به پدر "یه دختر دارم شاه نداره" نامه نوشته برای م.ح.م .

نفری یه بیل گرفتن دستشون دارن جاده باز می کنن. لابد پیش به سوی وطن !!!

 

پ.ن: گیتارتو پیدا کردی که نامه نوشتن رو شروع کردی؟!!!

پ.ن: خیلی خندیدم با حرکت سیاسی ح.م

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت توسط سارا |